سینمای جهان در سالهای اخیر بیش از گذشته به سراغ روایت فلسطین رفته است از «صدای هند رجب» گرفته تا «سرزمین دیگری نیست» و حالا «نازا»؛ آثاری که نه فقط در جشنوارههای معتبر، بلکه در میان اهالی سینما و افکار عمومی جهان بازتاب پیدا کردهاند.
مستند «نازا» اثر تازه یووال آبراهام (Yuval Abraham) و راشل سور (Rachel Szor) که جایزه ویژه هیئت داوران بخش اصلی هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز را گرفت و در نمایش افتتاحیه با استقبال چشمگیری روبهرو شد، با روایتهایی از درون ارتش و دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، تلاش میکند به جای نشان دادن نتیجه جنگ، سازوکار پشت آن را آشکار کند.
شاید مهمترین اتفاق درباره «نازا» فقط خود فیلم نباشد؛ بلکه جایگاهی باشد که این مستند در ادامه یک جریان سینمایی پیدا کرده است. جریانی که در دو سال اخیر، بخشی از سینمای جهان را به یکی از مهمترین تریبونهای روایت رنج فلسطینیان تبدیل کرده است؛ از فیلم داستانی «صدای هند رجب» ساخته کوثر بن هنیه که با استفاده از صدای واقعی یک کودک فلسطینی، مخاطبان جهان را با آخرین لحظات زندگی هند رجب همراه کرد تا «سرزمین دیگری نیست» که به رابطه و همکاری یک فیلمساز فلسطینی و یک روزنامهنگار اسرائیلی پرداخت و در نهایت جایزه بهترین مستند نود و هفتمین دوره جوایز اسکار را گرفت.
حالا «نازا» قدم دیگری برداشته است؛ این فیلم دیگر فقط درباره آن چیزی نیست که بر سر فلسطینیان آمده بلکه میخواهد درباره ساختاری صحبت کند که به گفته سازندگان، این خشونت را ممکن کرده است.
۲۵ دقیقه تشویق به احترام حقیقت
مستند ۸۰دقیقهای «نازا» ساخته یووال آبراهام و راشل سور در جشنواره ونیز ۲۰۲۶ و در بخش مسابقه اصلی به نمایش درآمد؛ جایی که تنها مستند حاضر در رقابت شیر طلایی بود. فیلم پس از نمایش با حدود ۲۵ دقیقه تشویق ایستاده مواجه شد؛ اتفاقی که خبرگزاری آسوشیتدپرس آن را رکوردی برای تشویق تماشاگران در تاریخ جشنواره ونیز عنوان کرد.
براساس اطلاعات منتشر شده از فیلم؛ «نازا» طی سه سال و با گفتوگو با ۲۴ نیروی سابق و فعلی ارتش و دستگاه اطلاعاتی اسرائیل ساخته شده است. بسیاری از این افراد در بخشهای اطلاعاتی و عملیاتی فعالیت داشتهاند و سازندگان برای حفظ امنیتشان هویت آنها را مخفی کردهاند. گفتوگوها عمدتاً شبانه و روی پشتبامهای تلآویو ضبط شدهاند؛ چهرهها در تاریکی قرار دارند و در برخی موارد صدا نیز تغییر داده شده است. به نظر میرسد انتخاب این فرم اتفاقی نیست و سازندگان نمیخواهند تماشاگر با یک قهرمان یا ضدقهرمان مشخص روبهرو شود بلکه آنچه در مرکز توجه قرار دارد، جنایتهای سیستماتیک ارتش اسرائیل است.
طبق روایت این افراد، فرایند شناسایی هدف، جمعآوری اطلاعات، استفاده از دادههای ارتباطی و فناوریهای جدید و سپس تصمیمگیری درباره حمله، بخشی از یک زنجیره به هم پیوسته است. رویهای که در برخی موارد، احتمال حضور و کشته شدن غیرنظامیان نیز در آن از پیش محاسبه شده است. نام فیلم هم بر همین اساس انتخاب شده؛ «نازا» اصطلاحی است که در ارتش اسرائیل به شمارش یا برآورد تلفات غیرنظامی احتمالی در عملیاتهای نظامی اطلاق میشود؛ مفهومی که در روایت فیلم، انسانها را به اعداد و دادههایی در یک فرایند نظامی تبدیل میکند.
از گزارشهای تحقیقی تا پرده سینما
یکی از بخشهای بحثبرانگیز فیلم به استفاده از فناوری و هوش مصنوعی در شناسایی اهداف مربوط است. برخی مصاحبهشوندگان از سامانههایی سخن میگویند که با استفاده از حجم زیادی از دادهها و اطلاعات تلفنهای همراه و ارتباطات افراد، اهداف احتمالی را شناسایی میکنند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی درباره فیلم نوشته است مصاحبهشوندگان از یک سیستم هدفگیری مجهز به هوش مصنوعی سخن گفتهاند و مدعی شدهاند دادههای تلفن همراه و اطلاعات ارتباطی در فرایند انتخاب اهداف مورد استفاده قرار گرفته است.
البته این بخش از روایت فیلم با واکنش اسرائیل مواجه شده است. ارتش رژیم صهیونیستی ادعاهای مطرح شده در «نازا»، صحبتهای نظامیان ناشناس در فیلم و استفاده از هوش مصنوعی برای تصمیمگیری مستقل درباره اهداف غیرنظامی را تکذیب میکند؛ کاری که بارها برای سرپوش گذاشتن روی جنایتهایشان انجام دادهاند و سپس خلاف دروغهایشان ثابت شده است.
این در حالی است که سازندگان مستند تأکید کردهاند بسیاری از یافتههای مطرح شده در «نازا» پیشتر در تحقیقات روزنامهنگارانه گاردین با همکاری مجله اسرائیلی +۹۷۲ و چند رسانه اسرائیلی دیگر منتشر شده اما به گفته آنها، فیلم امکان دیگری را فراهم کرده است؛ اینکه علاوه بر کلمات، سکوتها، چهرههای پنهان و فضای روانی افشاگری افسران اسرائیلی هم دیده و شنیده میشود.
گاردین و برخی رسانههای سینمایی، نازا را مستندی تکاندهنده دانستهاند و منتقدان بر این نکته تأکید کردهاند که فیلم برای تأثیرگذاری بر مخاطب به تصاویر خونین متکی نیست. در واقع، بخش زیادی از خشونت در «نازا» دیده نمیشود بلکه درباره آن صحبت میشود. تماشاگر به جای دیدن ساختمانی که فرو میریزد، با کسی مواجه میشود که توضیح میدهد چگونه آن ساختمان به عنوان هدف شناسایی شده است یا به جای دیدن قربانیان، درباره شمارش تعداد قربانیان غیرنظامی میشنود.
افشاگری دو فیلمساز اسرائیلی منتقد
یووال آبراهام، سازنده این مستند پیش از آنکه به عنوان فیلمساز شناخته شود، روزنامهنگار تحقیقی و مترجم عربی ـ عبری بود و با مجله اسرائیلی +۹۷۲ همکاری داشته است. فعالیتهای او عمدتاً بر مسائل مربوط به اشغال، سیاستهای اسرائیل در کرانه باختری و روابط اسرائیلیها و فلسطینیها متمرکز بوده است. او پس از سخنرانی جنجالیاش در جشنواره برلیناله ۲۰۲۴، که در آن خواستار برابری اسرائیلیها و فلسطینیها و پایان جنگ شد، با واکنشهای تند و تهدیدهای امنیتی در اسرائیل مواجه شد.
راشل سور دیگر سازنده این مستند، فیلمبردار، تدوینگر و فیلمساز اسرائیلی اهل اورشلیم است که در مستند «سرزمین دیگری نیست» به عنوان فیلمبردار و یکی از اعضای اصلی گروه کارگردانی فعالیت داشت.
ازاینرو میتوان گفت «نازا» برای سازندگانش یک پروژه جدا از گذشته نیست. اگر «سرزمین دیگری نیست» زندگی فلسطینیان را از نزدیک نشان میدهد، «نازا» تلاش میکند دوربین را به سوی دیگر ماجرا ببرد و از چگونگی جنایتهای اسرائیل در فلسطین بگوید.
از «صدای هند رجب» تا «نازا»
تشویق طولانیمدت تماشاگران در ونیز برای «نازا» اتفاق نادری نیست. سال گذشته نیز «صدای هند رجب» در ونیز به نمایش درآمد و حدود ۲۳دقیقه تشویق ایستاده شد. اگر «صدای هند رجب» تراژدی جنگ را با «صدای یک کودک» به مخاطب جهانی منتقل کرد و «سرزمین دیگری نیست» آن را از خلال زندگی روزمره خانوادههای فلسطینی به تصویر کشید، «نازا» تلاش میکند آن را از زبان افرادی روایت کند که میگویند خودشان درون ساختار نظامی اسرائیل حضور داشتهاند.
این تفاوتها در کنار یکدیگر اهمیت دارند؛ اینکه افکار عمومی جهان فقط از طریق آمار و گزارشهای خبری شکل نمیگیرد. یک تصویر، یک صدا، یک چهره یا یک داستان شخصی میتواند برای مخاطبی که هزاران کیلومتر از منطقه جنگی فاصله دارد، معنایی ایجاد کند که دهها خبر کوتاه نمیتوانند.
ثبت رنج یک ملت در حافظه جهانی
آیا سینما میتواند روایت جهان را تغییر دهد؟ پاسخ سادهای برای این پرسش وجود ندارد؛ اما آنچه در دو سال گذشته در جشنوارهها و مراسم سینمایی رخ داده، نشان میدهد سینما دستکم توانسته مسئله فلسطین را در مرکز توجه فرهنگی جهان نگه دارد.
«سرزمین دیگری نیست» از منطقه کمتر شناختهشده «مسافر یطا» در کرانه باختری شروع کرد و به اسکار رسید. «صدای هند رجب» صدای یک کودک فلسطینی را از غزه به سالنهای سینمای جهان برد و در ونیز به یکی از مهمترین رویدادهای جشنواره تبدیل شد. حالا «نازا» روایتهایی از درون ساختار نظامی اسرائیل را به یکی از معتبرترین جشنوارههای سینمایی جهان آورده است.
اهمیت چنین آثاری فقط در تعداد جوایز یا میزان فروش آنها نیست. فیلمها میتوانند موضوعی را که در اخبار روزانه به عدد تبدیل شده دوباره انسانی کنند. وقتی مخاطب «صدای هند رجب» را میشنود، دیگر با یک عدد و آمار مواجه نیست بلکه با یک کودک مواجه است، وقتی زندگی «باسل عدرا» و خانوادههای جنگزده در منطقه «مسافر یطا» را میبیند، مسئله آوارگی از یک مفهوم سیاسی به تجربهای ملموس تبدیل میشود و وقتی در «نازا» شهادت یک نیروی اطلاعاتی اسرائیلی را درباره نحوه انتخاب هدف میشنود، جنگ از سطح تصاویر ویرانی به سطح تصمیمهای هولناکی منتقل میشود که پیش از آن گرفته شدهاند. از این منظر میتوان گفت جنگ روایتها، بخشی از خودِ جنگ است و سینما یکی از مهمترین میدانهای این روایتسازی به شمار میرود.
فلسطین در حافظه یا اخبار؟
شاید مهمترین دستاورد این جریان، تغییر نگاه بخشی از مخاطبان جهانی نباشد بلکه جلوگیری از عادی شدن رنج فلسطینیان است. خبرها میآیند و میروند، آمارها بالا میروند و تیترهای جدید جای قبلیها را میگیرند اما یک فیلم میتواند چیزی را ثبت کند که از چرخه مصرف روزانه خبر، فراتر است و در حافظه مخاطبان میماند.
این همان نقطهای است که آثاری همچون «نازا» در امتداد «صدای هند رجب» و «سرزمین دیگری نیست» اهمیت مییابند. هر سه اثر با زبانهای متفاوت تلاش میکنند آنچه را در جریان یک جنگ طولانی ممکن است به تدریج برای جهان عادی شود، دوباره به یک تجربه انسانی تبدیل کنند.
در کنار این آثار، حضور و کنشمندی چهرههایی چون خاویر باردم، کیت بلانشت، مارک رافالو، سوزان ساراندون و دیگر هنرمندان حامی فلسطین نیز نشان میدهد مسئله فلسطین دیگر صرفاً موضوعی مربوط به فعالان سیاسی یا رسانههای منطقه نیست بلکه به بخشی از گفتوگوی فرهنگی در صنعت سینما تبدیل شده است.
ازاینرو «نازا» بیش از آنکه فیلمی درباره افشاگری از عملیات نظامی رژیم صهیونیستی علیه فلسطین و مردم غزه باشد، درباره نمایش سازوکار جنایتهای سیستماتیک است؛ سیستمی که از زبان افرادی روایت میشود که مدعیاند درون آن حضور داشتهاند. استقبال بیسابقه جشنواره ونیز از فیلم هم نشان داد این روایت، فارغ از مناقشههای سیاسی پیرامون آن، توانسته توجه مخاطبان جهانی را به خود جلب کند.
در روزگاری که تصاویر جنگ با سرعتی بیسابقه در شبکههای اجتماعی، اسکرول و فراموش میشوند، ماندگار کردن یک روایت در قالب سینما شاید مسیری باشد که میتواند رنج یک ملت را از چرخه خبر روزانه بیرون بکشد و به بخشی از حافظه فرهنگی جهان تبدیل کند.





نظر شما